بحارالانوار، ج 95، ص 93


امام سجاد(ع):

اللّهم انّي اسئلك ان تملَاَء قلبي حُبّاً لكَ.

خداوندا، قلب مرا از محبت به خودت سرشار نما.

یک مرتبه هم عمل نشان باید داد


ای دوست برای دوست جان باید داد

در راه محبت امتحان باید داد

تنها نبود شرط محبت گفتن

یک مرتبه هم عمل نشان باید داد


انسان نياز مطلق است.


محبت خدا به انسان با محبت انسان به خدا فرق مى كند

خداوند كمال مطلق است و

انسان نياز مطلق

انسان خواستار كمال است پس

به كمال مطلق عشق مى ورزد و خواهان اوست

ولى در برابر كمال خداوند هيچ كمال ديگرى وجود ندارد پس

مقصود از محبت خدا به بندگان استكمال بنده است يعنى

چون بنده به اختيار خود طريق كمال را بر مى گزيند خداوند او را دوست مى دارد و

در اين كمال جويى او را يارى مى دهد و

چون بنده راه هلاكت و سقوط را در پيش گيرد غضب الهى شامل حال او مى شود.

دوستان خدا اگر قلب خود را از محبت غير او خالى كنند و

هرچه را او مى پسندد و فرمان مى دهد عمل نمايند و

همواره در ياد او باشند خداوند نيز

آنان را دوست مى دارد و كمال مطلوب آنان را به آنها اعطا می کند.


محبت به خداوند



محبت به خداوند محبت راستين است و

خداوند يگانه محبوب حقيقى است

همه نشانه هاى محبت حقيقى در محبت به خدا هست

محبت به خداوند پايدار و زوال ناپذير است

چرا كه هيچ كمالی برتر از خداوند نيست و

هيچ جمالى زيباتر از او وجود ندارد

كسى كه خدا را بيابد همه چيزها در چشم او ناقص و حقير مى آيد.


محبت-عشق-ولایت



مراتب دوست داشتن: محبت، عشق، ولايت.

حبّ آن است كه آدمي به چيز لذت بخشي ميل كند.

واژه «عشق» مشتق از «عشقه» به معناى ميل مفرط است.

عشقه گياهى است كه هرگاه به دور درخت مى‏پيچد، آب آن را مى‏خورد و درخت زرد شده، كم‏كم مى‏خشكد.

امّا در اصطلاح، «عشق» عبارت است از: «محبت شديد و قوى».

عشق مرتبه عالى محبت است.

ولايت‌، به‌ معناي‌ وصول‌ و قرب‌ حقيقي‌ است‌ و علت‌ اصلي‌ وصول‌ را «حب‌» تشكيل‌ مي‌دهد.

ولايت‌ و ولي‌ از قرب‌ است‌ و قرب‌ از حب‌ است‌.

قرب‌ و حب‌، تفوق‌ و حكومت‌ را در بر دارد و دامنه‌ي‌ آن‌ از تكوين‌ تا تشريع‌ در مقاطع‌ خاص‌ خود جلوه‌گري‌ مي‌كند.

آيه‌ي‌ شريفه‌ي‌: «الله ولي‌ الذين‌ ءامنوا ...» بر هر سه‌ معنا دلالت‌ دارد: حق‌، به‌ مؤمن‌ «نزديك‌» است‌ و به‌ او «حب‌» دارد و «حاكم‌» بر او و ناصر و حامي‌ وي‌ مي‌باشد چرا كه‌ حاكميت‌ حق‌، حمايت‌ از مؤمن‌ را در بر دارد.

«من‌ كنت‌ مولاه‌ فهذا علي‌ مولاه‌» نيز بخوبي‌ به‌ هر سه‌ عنوان‌ نظر دارد. پيامبر اكرم‌(ص) مي‌فرمايد: هر كس‌ من‌ به‌ او نزديكم‌، علي‌ به‌ او نزديك‌ است‌ و هر كس‌ من‌ محبوب‌ او هستم‌، علي‌ بايد محبوب‌ او باشد و هر كس‌ من‌ اولي‌ به‌ امر او مي‌باشم‌ اولويت‌ او را بايد بپذيرد و كسي‌ كه‌ حكومت‌ مرا پذيرفته‌ است‌ بايد حكومت‌ و ولايت‌ او را بپذيرد پس‌ قرب‌ و حب‌ و تفوق‌ از اين‌ بيان‌ ظاهر مي‌شود.


آیت الله طالقانی



هیچ جامعه ای سعادتمند نخواهد شد مگر آنکه

تمام افراد آن سعادتمند شوند

توصیه من به شما این است

نسبت به هم محبت کنید

محبت کنید حتی به دشمنان خود.


الهی... کیست که طعم محبتت را چشید و جز تو کسی را آرزو کرد؟!



دست بردم که کشم تیر غمش را از دل

تير ديگر زد و بر دوخت دل و دست به هم


اگه دوسش داری بهش بگو.



آن گاه که محبت، پا از حریم دل، بیرون گذاشته و خود را نشان دهد، آفت بی ثباتی را از خود دور میکند و به زیور ثبات آراسته میگردد.

چون اظهار محبت، هم محبت قلبی محب را تقویت می کند و هم محبوب را از آن با خبر میسازد.

از این رو محبت را دو سویه ساخته و در نتیجه آن را پایدار می کند.

 مردی به امام باقر(ع) عرض کرد: من فلانی را دوست دارم. امام فرمودند:

فاعلمه فانه ابقی للموده و خیر فی الالفه.

پس بهش بگو چرا که این مودت را پایدارتر میکند و برای الفت و دوستی بهتر است.

وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۵۴


سید مهدی شمس الدین، اخلاق اسلامی، ص۳۰:



در تفسیر کشف الاسرار میبدی آمده است، روزی پیامبر (ص) همراه عده ای از اصحاب از کوچه های مدینه عبور میکردند، در یکی از کوچه ها چند کودک مشغول بازی بودند و در کناریکودکی گریه میکرد.

حضرت متوجه آن کودک شده و پهلوی او روی زمین نشستند، سپس آن طفل را از زمین بلندکرده و علت گریه را جویا شدند، کودک گفت: من پسر رفاعه انصاری هستم، پدرم در جنگ احد کشته شد. خواهری داشتم که ازدواج کرد و مادرم نیز شوهر کرد و مرا از خود راند، اکنون من بیکس و تنها مانده ام، بچه ها مرا سرزنش میکنند و با من بازی نمیکنند. حضرت بسیار ناراحت شده و اشک از چشمانش جاری گردید و سپس او را روی زانوی خود نشانیدند و فرمودند: ناراحت نباش، من از امروز پدر تو و دخترم فاطمه خواهر توست. کودک شادمان شد و برخاست و فریاد زد: ای بچه ها، دیگر مرا سرزنش نکنید که پدرم از پدرهای شما بهتر است. آنگاه پیامبر دست او را گرفتند و به خانه دخترشان فاطمه بردند و گفتند: دخترم، این کودک فرزند من و برادر توست، از او نگهداری کن. فاطمه (س) نیز جامه ای پاکیزه بر او پوشاند، سرش را روغن زد و ظرف خرمایی پیش روی او گذاشت و فرمود: حسن و حسینم بیاید و با هم غذا بخورید.

بعد از رحلت رسول الله (ص) او بر سر خود خاک میریخت و فریاد میزد: امروز من یتیم شدم وهمه مردم از سوز او میگریستند.


امام علی (ع) در میزان الحکمه، ج۲، ص۲۰۵ میفرمایند :



ثلاث یوجبن المحبه حسن الخلق و حسن الرفق و التواضع.

۳ چیز است که محبت را به وجود می آورد و بین انسانها محبت و دوستی ایجاد میکند:

خوش اخلاقی- رفاقت و ملایمت و مدارا کردن- فروتنی و تواضع


امام علی(ع): سبب المحبه البشر. میزان الحکمه، ج1، ص419



راه ایجاد محبت خوشرویی است.


محبت و مودت نسبت به خویشاوندان رسول الله(ص) چگونه باید یاشد؟


قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى.

بگو به خاطر رسالت پاداشى از شما خواستار نيستم جز دوستى با خويشاوندانم.

سوره شوری آیه ۲۳

امام مهدی(ع):

وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إلَيْنا بالْمَوَدَّةِ عَلَي السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَيَّ وَ عَلَيْكُمْ.

هدف و قصد خويش را نسبت به محبت و دوستي ما

بر مبناي عمل به سنت و اجرای احكام الهي قرار دهيد

پس همانا كه موعظه ها و سفارشات لازم را به شما نموده ام

و خداوند متعال نسبت به من و شما گواه ميباشد.

بحارالانوار، ج 53، ص 179